سفارش تبلیغ
صبا

 

سیره امام مهدی(عج)در روایات(2)

سیرت سیاسی 

«مهدی، به نفوذ یهود و مسیحیت در جهان خاتمه دهد. از غار اَنطاکیه، تابوت سکینه را بیرون آورد، نسخه‌ اصلی تورات و انجیل در آن است و بدین گونه در میان اهل تورات، با تورات و در میان اهل انجیل، با انجیل حکم کند و آنان را به متابعتِ خویش فرا خواند. برخی به او بگروند».

«با دیگران جنگ کند ‌و هیچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی ـ چه از اهل کتاب و چه از دیگر مسلک ‌ها و مرام ‌ها ـ باقی نماند و دیگر هیچ سیاستی و حکومتی، جز حکومت حقه‌ اسلامی و سیاست عادله‌ قرآنی، در جهان جریان نیابد. بدین گونه حکومت مهدی،‌ شرق و غرب عالم را فرا گیرد. عیسی از آسمان فرود آید و پشت سر مهدی نماز گزارد و فریاد زند که: "درِ بیت المقدس را باز کنید" در را باز کنند. در این میان، دَجال با هفتاد هزار یهودی مسلح پدیدار شود ... و چون عیسی آهنگ کشتن دجال کند، دجال بگریزد. عیسی بگوید: من تو را با یک ضربت بکشم و چنین شود. او را بگیرد و بکشد. یهودیان در گوشه و کنار ‌و در پناه هر سنگ و درخت و جانور و چیز دیگری پنهان شوند؛ اما همه چیز به سخن آید و بانگ بردارد: ای بنده‌ مسلمان خدا، اینجا یک یهودی است، بیا و او را بکش».

هنگامی که جهان را فتنه و آشوب آکنده سازد و همه جا را غارتگری و فساد و ستم بپوشد، خداوند مصلح بزرگ را بفرستد تا دژهای ضلالت و گمراهی را از هم فرو پاشد و فروغ توحید و انسانیت و عدالت را در دل‌ های تاریک و سنگ شده، بتاباند

سیرت عملی

«مهدی، بخشنده است ‌و بی ‌دریغ، مال و خواسته به این و آن دهد. نسبت به عمال و کارگزاران و مأموران دولت خویش بسیار سخت‌ گیر باشد و با ناتوانان و مستمندان، بسیار دل رحم و مهربان».

«مهدی، در رفتار چنان است که گویی با دست خود، ‌کره و عسل به دهان مسکینان می‌ نهد. چونان امیرالمؤمنین زندگی کند، نان خشک بخورد و با پارسایی بِزید».

سیرت دینی

«مهدی، عادل است و خجسته و پاکیزه. او ذرّه ‌ای از حق را فرو نگذارد. خداوند دین اسلام را به دست او عزیز گرداند ... مهدی، همواره بیم خداوند را به دل دارد و به مقام تقربی که نزد خدا دارد، مغرور نشود. او به دنیا دل نبدد و سنگی روی سنگ نگذارد. در حکومت او به احدی بدی نرسد، مگر آنجا که حد خدایی جاری گردد». 

سیرت اصلاحی

«یاران قائم به سراسر جهان پا نهند و همه جا قدرت را در دست گیرند. همه کس و همه چیز مطیع آنان شوند، حتی درندگان صحرا و مرغان شکاری، ‌همه و همه، رضا و خشنودی آنان را بطلبند. شادی و شادمانی یافتن به این پیام آوردنِ دین و صلاح و عدالت، تا بدانجاست که قطعه ‌ای از زمین بر قطعه ‌ای دیگر مباهات کند که یکی از یاران مهدی بر آنجا پا نهاده است».

«مهدی، فریادرسی است که خداوند او را بفرستد تا به فریاد مردم عالم برسد. در روزگار او، همگان به رفاه و آسایش و وفور نعمتی بی ‌مانند دست یابند، حتی چهارپایان فراوان گردند و یا دیگر جانواران، خوش و آسوده باشند. زمین گیاهان بسیار رویاند. آب نهرها فراوان شود. گنج ‌ها و دفینه ‌های زمین و دیگر معادن استخراج گردد)

«هنگامی که جهان را فتنه و آشوب آکنده سازد و همه جا را غارتگری و فساد و ستم بپوشد، خداوند مصلح بزرگ را بفرستد تا دژهای ضلالت و گمراهی را از هم فرو پاشد و فروغ توحید و انسانیت و عدالت را در دل‌ های تاریک و سنگ شده، بتاباند». 

سیرت قضایی

«چون قائم قیام کند، ‌مانند داوود یعنی بر حسب باطن، ‌قضاوت کند ‌و بی ‌هیچ نیازی به شاهد حکم دهد. خداوند حکم را به او الهام کند و او بر طبق الهام الهی حکم کند. مهدی، نقشه ‌های پنهانی هر گروه را بداند و به آنان آن نقشه ‌ها را بگوید. مهدی، دوست و دشمنِ خود را با نگاه بشناسد»

در قضاوت ‌ها و احکام مهدی و در حکومت وی، سر سوزنی ظلم و بیداد بر کسی نرود و رنجی بر دلی ننشیند».

بخش مهدویت تبیان

تهیه وتنظیم:محسن کشاورز






تاریخ : شنبه 90/7/30 | 1:15 عصر | نویسنده : کانون فرهنگی هنری موعود(عج) شهرستان بوشهر | نظرات ()

 

اسوه ‌پذیری از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مهدی زیستی، یکی از مهم‌ ترین رسالت ‌هایی است مؤمنان منتظر همواره باید دغدغه انجام آن را داشته باشند و این مهم جز در سایه آشنایی با سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امکان‌پذیر نیست. امام زمان، رهبر و الگوی کامل برای شیعیان است؛ از این ‌رو مرد و زن وظیفه دارند تا در حد امکان، از اهداف بلند آن حضرت بهره برده و خود را به او نزدیک نمایند

سیرت خلقی

«مهدی، صاحب حشمت و سکینه و وقار است. جامه ‌هایی درشتناک پوشد و نان جو خورد. علم و حلمش از همه‌ مردمان بیشتر است. همنام پیامبر است و خُلق او، خُلق محمدی است».

سیرت تربیتی

«در آن روزگار قدرت عقلی توده ‌ها تمرکز یابد. مهدی به تأیید الهی، خردهای مردمان را به کمال رساند و در دل همگان فرزانگی پدید آورد».

«در روزگار ظهور دولت مهدی، عیب و آفت از شیعه برطرف گردد و دل ‌های آنان چون پاره‌ های پولاد شود. یک مرد ‌به نیرو، چون چهل مرد باشد و حکومت و سروری روی زمین به دست آنان افتد»)

مهدی، بخشنده است ‌و بی ‌دریغ، مال و خواسته به این و آن دهد. نسبت به عمال و کارگزاران و مأموران دولت خویش بسیار سخت‌ گیر باشد و با ناتوانان و مستمندان، بسیار دل رحم و مهربان

سیرت مالی

«همه‌ اموال جهان، در نزد مهدی گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین. آنگاه مهدی به مردمان بگوید: "بیایید و این اموال را بگیرید! اینها همان چیزهایی است که برای به دست آوردن آنها، قطع رَحِم کردید و خویشان خود را رنجاندید، خون ‌های به ناحق ریختید و مرتکب گناهان شدید. بیایید و بگیرید". پس دست به عطا گشاید، چنان که تا آن روز کسی آنچنان بخشش اموال نکرده باشد»

«مهدی، اموال را به صورت مساوی میان همگان تقسیم کند و کسی را بر کسی امتیاز ندهد».) 

سیرت اجتماعی

«عدالت مهدی چنان باشد که بر هیچ کس، در هیچ چیز به هیچ گونه ستمی نرود. نخستین نشانه‌ عدل او آن است که سخنگویان حکومت او در مکه فریاد زنند: "هر کس نماز فریضه‌ خویش را در کنار حَجَرالأسود و محل طواف خوانده است، اکنون می ‌خواهد نماز نافله بخواند، به کناری رود تا حق کسی پایمال نگردد و هر کس می ‌خواهد نماز فریضه بخواند، بیاید و بخواند.»

«چون مهدی، درآید ـ پس از سختی ‌ها که افتد و جنگ‌ ها که رَوَد ـ ظلم و ستم را براندازد و سراسر زمین را از عدل و داد به پا کند. هیچ جای در زمین باقی نماند، مگر اینکه از برکت عدل و احسان او فیض برد و زنده شود، حتی جانواران و گیاهان نیز از این برکت و عدالت و داد و نکویی بهره ‌مند گردند».

اللهم اعجل الولیک الفرج 

بخش مهدویت تبیان

تهیه وتنظیم:محسن کشاورز






تاریخ : پنج شنبه 90/7/28 | 4:6 عصر | نویسنده : کانون فرهنگی هنری موعود(عج) شهرستان بوشهر | نظرات ()

 

دادن نیروى چهل مرد به هر یک از یاران امام زمان (علیه السلام) 

بیستم: به هر یک از یاران امام زمان (علیه السلام)، به اندازه چهل مرد نیرو داده مى شود. همانطور که در کتاب (کافى) از عبد الملک بن اعین آمده است که گفت: در نزد ابى جعفر (علیه السلام) بلند شدم. بر دستم تکیه کردم وگریه کردم وگفتم: (آرزو دارم که ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) وسلطنت او را ببینم ودرک کنم ودر من نیرویى باشد).  

حضرت فرمود: (آیا خشنود نمى شوید که دشمنان شما همدیگر را بکُشند وشما در خانه هاى خود آسوده باشید؟ اگر امر چنان شد یعنى گشایش بزرگ پدید آمد، به هر مردى از شما، نیرو وقدرت چهل مرد داده مى شود ودلهاى شما مانند پاره هاى آهن مى گردد بطورى که مى توانید با آن قدرت، کوه را از جا بکَنید وشما قوام (وخزاین) زمین هستید).

صدوق در کتاب (کمال الدّین) از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود:

(حضرت لوط به قوم خود نگفت: (لو انّ لى بکم قوّة او آوى الى رکن شدید) مگر با مقایسه وآرزوى قوّت ونیروى (یعنى: اى کاش در برابر شما قدرتى داشتم یا تکیه گاه وپشتیبان محکمى در اختیار من بود). سوره هود آیه 80.

حضرت قائم (علیه السلام)، وذکر نکرد مگر قدرت اصحاب او را که به هر کدامشان قدرت چهل مرد داده مى شود).

واین مضمون را از حضرت سجّاد (علیه السلام) در کتاب (خصال) وشیخ مفید در کتاب (اختصاص) وابن قولویه در کتاب (کامل الزّیارة) وفضل بن شاذان در کتاب (غیبت) از امام صادق (علیه السلام) وهمینطور عیّاشى در تفسیر خود روایت کرده اند.

در کتاب (کمال الدّین) از امیر المؤمنین (علیه السلام) روایت است که فرمود: (آن جناب دست خود را روى سر عبادت کنندگان مى گذارد، پس هیچ مؤمنى نماند که دلش سخت تر از پاره آهن نباشد وخداوند به او قدرت چهل مرد را مى دهد).

در کتاب (بصائر الدّرجات) صفّار از امام باقر (علیه السلام) روایت است که فرمود: (وقتى امر ما واقع شود ومهدى ما بیاید، هر مردى از شیعیان ما، جرى تر از شیر وگذارنده تر از نیزه مى شود، ودشمن ما را با پاى خود پایمال مى کند واو را با دست خود مى زند واین کار در هنگام نزول رحمت خدا وفرج او بر بندگان است).

دنیا در سراشیبى زوال

إِنَّ الدُّنْیا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّى أَدْعُوکُمْ إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِکِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْیاءِ السُّنَّةِ:

دنیا فنا و زوالش نزدیک گردیده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پیامبرش ـ که درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و میراندن باطل و زنده کردن سنّت، دعوت مىکنم.

حدیث:امام زمان(عج)

تألیف: محّدث نورى






تاریخ : سه شنبه 90/7/26 | 11:50 عصر | نویسنده : کانون فرهنگی هنری موعود(عج) شهرستان بوشهر | نظرات ()

زره رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فقط اندازه قدّ شریفِ امام است

نوزدهم: زره رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فقط بر قامت حضرت مهدى (علیه السلام) راست مى آید. چنانکه در کتاب (بصائر الدّرجات) از امام صادق (علیه السلام) روایت است که بعد از ذکر چیزهایى از قبیل سلاح وموارث انبیاء که در نزد ایشان است، فرمود: (بدرستى که قائم ما کسى است که وقتى زره رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) را بپوشد آن را پر کند وبه اندازه باشد یعنى کوچک یا بزرگ نباشد وهمانا ابو جعفر (علیه السلام) آن را پوشید پس بزرگتر از قامتش بود).

راوى عرض کرد: (شما چاق تر هستید یا ابو جعفر؟)

حضرت فرمود: (ابو جعفر از من چاقتر بود، زیرا وقتى من آن را پوشیدم اندکى براى من بزرگ بود).

ونیز آنجا راوندى در کتاب (خرایج) از ابى بصیر روایت کرده که به حضرت صادق (علیه السلام) عرض کردم: (فداى تو شوم! من مى خواهم دستم را به سینه تو بمالم).

حضرت فرمود: (این کار را بکن).

پس دستم را به سینه وکتفهاى مبارکش مالیدم. پس فرمود: (اى ابو محمّد! چرا این کار را کردى؟)

عرض کردم: (فداى تو شوم! از پدرت شنیدم که مى فرمود: بدرستى که حضرت قائم (علیه السلام) سینه اش پهن است ودو کتفش فرو هشته ومیان آنها فراخ است).

حضرت فرمود: (اى ابومحمّد! پدرم زره رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) را پوشید ولى آن بر زمین کشیده مى شد، بعد من پوشیدم وبراى من مناسبتر بود (ولى اندازه نبود) واین زره بر تن حضرت قائم (علیه السلام) همان گونه اى خواهد بود که بر تن رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) بود. دامن آن از زمین بلند است به نحوى که گویا جلوى آن را با دو حلقه بلند کرده اند).

در روایت راوندى آمده است که: (وآن زره براى صاحب امر مشمر است). یعنى دامان او بالا رفته است، همانطور که بر تن رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) اینگونه بود.

وبر این مضمون اخبار متعدّدى وجود دارد وعلاّمه مجلسى در جلد هفتم بحار فرموده است که: (از روایات استنباط مى شود که در نزد ائمّه دو زره بوده است: یکى از آنها علامت امامت بود که به اندازه ایشان بود ودیگرى علامت حضرت قائم (علیه السلام) بود که به اندازه آنها نبود وفقط بر بدن حضرت مهدى (علیه السلام) اندازه مى گردد).

تألیف: محّدث نورى

ادامه...






تاریخ : یکشنبه 90/7/24 | 11:9 عصر | نویسنده : کانون فرهنگی هنری موعود(عج) شهرستان بوشهر | نظرات ()

جارى شدن نهرى از آب ونهرى از شیر از پُشت شهر کوفه

شانزدهم: دو نهرِ آب وشیر از پُشت شهر کوفه که محلّ سلطنت آن حضرت است از سنگ حضرت موسى (علیه السلام) که با ایشان است جارى مى شود.

در کتاب (خرایج) از حضرت باقر (علیه السلام) روایت است که فرمود: (وقتى حضرت قائم (علیه السلام) خروج کند وقصد رفتن به کوفه را بنماید، منادى آن حضرت ندا مى کند که: کسى، آب وغذا با خود حمل نکند.

وسنگ موسى را با خود حمل کنند، همان سنگى که از آن دوازده چشمه آب جارى شده بود. پس در هر منزلى که فرود مى آیند آن را نصب مى کنند وآن چشمه ها از آن جارى مى شود.

پس هر کس گرسنه باشد سیر مى شود وهر کس تشنه باشد سیراب مى شود وآن سنگ توشه آن ها مى باشد تا اینکه وارد نجف (پشت کوفه) مى شوند.

وقتى پشت کوفه فرود آمدند پیوسته آب وشیر از آن جارى مى شود. پس هر کسى که گرسنه باشد سیر مى شود وهر کسى که تشنه باشد سیراب مى گردد

امتیاز دادن خداوند متعال به حضرت قائم (علیه السلام) در شب معراج

هفدهم: خداوند در شب معراج پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، بعد از نشان دادن اشباح نورانى امامان معصوم (علیهم السلام) از امیر المؤمنین (علیه السلام) تا حجّت عصر (علیه السلام)، امتیازى براى آن امام زمان (علیه السلام) قائل شد به اینکه فرمود: (این قائم (علیه السلام)، حلال مرا حلال مى کند وحرام مرا حرام مى کند واى محمّد! او از دشمنان من انتقام مى کشد. او را دوست بدار ودوستدار کسى باش که او را دوست مى دارد).

جایز نبودن هفت تکبیر بر جنازه احدى بعد از حضرت على (علیه السلام) جز بر جنازه حضرت قائم (علیه السلام)

هجدهم: بعد از حضرت على (علیه السلام) هفت تکبیر بر جنازه احدى جایز نیست مگر حضرت قائم (علیه السلام). چنانکه در (بحار) در حدیث وفات آن حضرت روایت کرده است که حضرت در ضمن وصیّتهاى خود به امام حسن (علیه السلام) بعد از امر به کفن وحنوط وبردن تا جاى قبر شریف، فرمود: (اى ابا محمّد! بر دیگران مقدّم شو وبر من نماز بخوان وهفت تکبیر بر من بگو، وبدانکه این عمل براى احدى غیر از من حلال نیست مگر بر مردى که در آخرالزّمان بیرون مى آید، اسم او قائم مهدى (علیه السلام) واز فرزندان برادر تو حسین است واو کجى هاى حقّ را راست مى کند).

تالیف:محدث نوری(قدس –سره)






تاریخ : شنبه 90/7/23 | 11:0 صبح | نویسنده : کانون فرهنگی هنری موعود(عج) شهرستان بوشهر | نظرات ()

 

سایه انداختن ابرى سفید بر سر مبارک امام زمان (علیه السلام) 

چهاردهم: ابر سفیدى پیوسته بر سر مبارک حضرت مهدى (علیه السلام) سایه مى اندازد ومنادى در آن ابر بطورى ندا مى دهد که آن ندا را انس وجنّ وپرى واهل مشرق واهل مغرب مى شنوند.  

در روایت لوح، شیخ طوسى روایت کرده است که: (او مهدى آل محمّد (علیهم السلام) است که زمین را هنگامى که از ستم پر شده از عدل وداد پر مى کند).

خرّاز در کتاب (کفایه) وکنجى شافعى در (بیان) ومهدى ابو نعیم حافظ ویوسف بن یحیى سلمى در (مناقب) ونیز احمد بن المنادى در کتاب (ملاحم) وابن شیرویه در کتاب (فردوس) وابو العلاء حافظ در کتاب (فتن)، خبر ابر ومنادى را به این الفاظ روایت کرده اند که: (این مهدى، خلیفة اللّه است) وبه روایتى (او را همراهى کنید) آمده است.

از بین رفتن وحشى گرى ونفرت از میان حیوانات

پانزدهم: خوى وحشى گرى ونفرت وهمچنین دشمنى از میان حیوانات حتّى میان آنها وانسانها از بین مى رود، همانطور که پیش از کشته شدن هابیل این چنین بود.

شیخ صدوق در کتاب (خصال) از امیر المؤمنین (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: (اگر حضرت قائم ظهور کند، میان درندگان وچارپایان، صلح برقرار مى شود، بطورى که یک زن میان عراق وشام راه مى رود وپایش را روى هیچ گیاهى نمى گذارد وهیچ درنده اى او را به هیجان نمى آورد ونمى ترساند).

ودر (تأویل الآیات) از شیخ شرف الدّین نیز آمده است که: (گوسفند وگرگ وگاو وشیر ومار وانسان از یکدیگر در امان مى مانند).

در کتاب (عقد الدّرر) از حضرت على (علیه السلام) روایت شده است که در مورد حضرت مهدى (علیه السلام) فرمود: (گوسفند وگرگ در یک مکان زندگى مى کنند وکودکان با مارها وعقربها بازى مى کنند وآنها بچّه ها را اذیّت نمى کنند وخلاصه اینکه شرّ مى رود وخیر مى ماند).

در (احتجاج) از آن حضرت روایت شده است که: (در آن زمان، درندگان وسایر حیوانات با یکدیگر سازش مى کنند وهمگى مطیع آن حضرت مى شوند).

چنانکه شیخ صدوق از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: (گویا اصحاب حضرت قائم را مى بینم که مغرب ومشرق را احاطه کرده اند وهمه چیز فرمانبردار ایشان مى شود، حتّى حیوانات وحشى زمین وحیوانات وحشى پرنده، وزمین بر خود فخر مى کند ومى گوید: (امروز بر من یکى از اصحاب قائم (علیه السلام) گذشت).

در خطبه مخزون امیر المؤمنین (علیه السلام) که در (منتخب البصائرِ) حسن بن سلیمان حلّى روایت شده، آن حضرت در مورد کیفیّت روزها وقیام حضرت مهدى (علیه السلام) فرموده اند که: (در آن زمان، وحوش رام مى شوند بطورى که روى زمین مثل چهارپایان ایشان مى چرخند).

تالیف:محدث نوری(قدس-سره)

امام صادق (ع): من مات علی هذا الامر مٌنتظراّ لهٌ کمن کانّ فی فٌسطاط القائم

هر کس از شما بمیرد درحالی که منتظرقائم (ع)باشد،مانند کسی است که در خیمه قائم(ع) است.(ظهورش را درک کرده است).

ادامه...






تاریخ : پنج شنبه 90/7/21 | 9:42 عصر | نویسنده : کانون فرهنگی هنری موعود(عج) شهرستان بوشهر | نظرات ()

ظهور نشانه هاى عجیب وغریب آسمانى وزمینى 

سیزدهم: ظهور نشانه هاى آسمانى وزمینى براى ظهور شادمانه حضرت مهدى (علیه السلام) مى باشد که این آیات ونشانه ها براى تولّد وظهور هیچ حجّتى منظور نشده است.

در کتاب (کافى) از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده که این آیه را فرمودند: (سنریهم آیاتنا فى الافاق وفى انفسهم حتّى یتبیّن لهم انّه الحقّ).

(یعنى: بزودى نشانه هاى خود را در اطراف جهان ودر درون جانشان به آنها نشان مى دهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حقّ است). فصلت :53.

ودر تفسیر آن به آیات ونشانه هاى قبل از ظهور آن حضرت وقیام ایشان اشاره شده است.

وفرمود که: (آن مسئله، از نزد خداوند عزّوجلّ حقّ است که خلق آن را مى بینند وحتماً آن جناب خروج خواهد کرد).

وآن آیات ونشانه ها بسیار است وذکر کرده اند که نزدیک به چهار صد نشانه مى رسد ودر کتاب (غیبت) بعضى از آنها ثبت شده است.

یکى از این نشانه ها، سُرخى آسمان است که در بسیارى از روایات نیز آمده است وبه روایت نعمانى از امیر المؤمنین (علیه السلام) نقل شده است که: (آن سرخى، اشک چشم حاملان عرش بر اهل زمین است).

تألیف: محّدث نورى (قدس-سره)

ادامه...






تاریخ : چهارشنبه 90/7/20 | 5:13 عصر | نویسنده : کانون فرهنگی هنری موعود(عج) شهرستان بوشهر | نظرات ()

سپرده شدن به روح القدس

هشتم: غیبت حضرت مهدى (علیه السلام) از همان روز ولادت وسپرده شدن به روح قدسى وتربیت شدن آن حضرت در عالم نور وفضاى قدسى که هیچ جزیى از اجزاى آن به پلیدى ها وکثافات وگناههاى بنى آدم وشیاطین آلوده نشده وهمنشینى ومؤانست آن حضرت با ارواح قدسى وفرشتگان درگاه خداوند مى باشد.

معاشرت وهمنشینى نکردن با کفّار ومنافقین واهل فسق

نهم: معاشرت ومصاحبت نداشتن با کفّار ومنافقین واهل فسق، وخوف نداشتن وتقیّه ومدارا نکردن با آنها ودورى کردن از آنها وهم منزل نشدن با آنها است. همه حجّتهاى خداوند پیش از بعثت وبعد از آن، در ایّام عزلت وغیبت خود با کفّار ومنافقین واهل فسق دوستى ویا دشمنى مى کردند وحتّى با یکدیگر ازدواج مى کردند ودر ماه رمضان افطار مى کردند وامثال این مصیبت ها را دیدند ولى خداوند متعال این حجّت گرامى خود را از همه آنها نگاه داشت بطورى که از روز ولادت تا کنون دست ظالمى به او نرسیده وبا هیچ کافر ومنافقى، مصاحبت وهمنشینى نکرده است. خود را از منازل آنها دور ساخته وبخاطر خوف یا مدارا، از حقّى دست نکشیده است واز طرفى همدم وانیسى مثل خضر داشته وخدمتگزارانش افراد خاصّ بوده اند).

خلاصه اینکه کوچکترین غبارى از کردار ورفتار ناشایست نامردان بر گردنش ننشسته وهیچ خارى از خارستان بیگانگان به دامانش نرسیده است. (ذلک فضل اللّه یؤتیه من یشاء).

(یعنى: این فضل خداوند است که به هر کس که بخواهد مى دهد). مائده: 54.

نبودن بیعت احدى از ستمگران بر گردنش

دهم: بیعت هیچ ستمگرى بر گردن او نیست. چنانکه در کتاب (اعلام الورى) از حضرت امام حسن (علیه السلام) روایت شده که فرمود: (احدى از ما نیست مگر آنکه بیعتى از سرکشان زمان او بر گردنش باشد، مگر قائمى که روح اللّه، عیسى بن مریم پشت سر او نماز مى خواند).

در کتاب (کمال الدّین) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: (حضرت مهدى (علیه السلام) بعد از ولادتش در غیبت فرو مى رود تا اینکه بیعتى بر گردن او نباشد وزمانى که قیام مى کند، خداوند عزّ وجلّ در یک شب، تمام کارهاى او را اصلاح مى کند).

ونیز حسن بن فضّال از حضرت رضا (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: (گویا شیعه را مى بینم که در وقت مفقود شدن چهارمین فرزند من، او را جستجو مى کند اما او را نمى یابند). گفتم: (چرا اى فرزند رسول خدا؟) فرمود: بخاطر اینکه امام آنها از آنها غایب مى شود).

گفتم: (چرا غایب مى شود؟) فرمود: (براى اینکه بیعتى بر گردن او نباشد تا زمانى که با شمشیر قیام کند).

داشتن علامتى مانند علامت ختم نبوّت حضرت رسول (صلى الله علیه وآله وسلم)

یازدهم: داشتن علامتى در پشت کمر ایشان است مثل علامتى که بر پشت مبارک رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) بود که به آن ختم نبوّت مى گفتند.

القاب متعدّد حضرت مهدى (علیه السلام)

دوازدهم: القاب متعدّدى به حضرت مهدى (علیه السلام) اختصاص داده شده که در کتب آسمانى وروایات معراج، از سایر اوصیاء (علیهم السلام) ذکر شده است.

تألیف: محّدث نورى

ادامه...






تاریخ : سه شنبه 90/7/19 | 11:26 صبح | نویسنده : کانون فرهنگی هنری موعود(عج) شهرستان بوشهر | نظرات ()

شرافت نَسَب امام زمان (علیه السلام)

بحث دوّم: شریف بودن نَسَب امام زمان (علیه السلام) است. زیرا حضرت مهدى (علیه السلام) شرافت نَسَب همه آباء طاهرین خود را دارا است ونسبش از طرف مادر به قیصر روم وبه جانب شمعون صفاء، جانشین حضرت عیسى (علیه السلام) مى رسد. پس در این سلسله بسیارى از انبیاء واوصیاء داخل مى شوند که نسب همه آنها به شمعون مى رسد

بردن امام زمان (علیه السلام) در روز ولادت به سراپرده عرش

بحث سوّم: بردن آن حضرت در روز ولادت به سراپرده عرش است وخطاب خداوند تبارک وتعالى به او که:

(آفرین به تو اى بنده من! که براى نصرت دین من واظهار امر من وهدایت بندگان من آمده اى.

قسم خوردم که بوسیله تو بگیرم وبوسیله تو عطا کنم وتوسّط تو بیامرزم وتوسّط تو عذاب کنم).

دارا بودن خانه اى به نام بیت الحمد

چهارم: بیت الحمد، چنانچه نعمان ومسعودى ودیگران از حضرت باقر (علیه السلام) روایت کرده اند که فرمود:

(از براى حضرت حجّة (علیه السلام)، خانه اى مى باشد که به آن بیت الحمد مى گویند. در آن چراغى هست که از روزى که متولّد شده روشن است تا روزى که خروج کند وبا شمشیر هم خاموش نمى شود).

جمع میان کنیه رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) واسم مبارک آن حضرت

پنجم: جمع میان کنیه رسول خدا (علیه السلام) واسم مبارک آن حضرت است، ودر (مناقب) روایت است که حضرت مهدى (علیه السلام) فرمود: (اسم مرا بگذارید وکنیه مرا نگذارید).

حرمت بردن نام امام زمان (علیه السلام)

ششم: حرمت نهادن به نام آن حضرت، چنانچه گذشت.

(- این بحث در کتاب (نجم الثّاقب)، ذکر شده است).

آخرین وصایت حجّت در روى زمین

هفتم: در روى زمین، وصایت به حضرت مهدى (علیه السلام) ختم مى گردد.

تألیف: محّدث نورى

تهیه وتنظیم:محسن کشاورز

ادامه...






تاریخ : دوشنبه 90/7/18 | 11:27 صبح | نویسنده : کانون فرهنگی هنری موعود(عج) شهرستان بوشهر | نظرات ()

یکى از وظایف مسلمین در زمان غیبت امام زمان (علیه السلام)، گسترش نام ویاد آن حضرت مى باشد.

اینجا ما چند بحث را مورد مطالعه شما دوستداران اهل بیت وامام زمان(عج) قرار می دهیم.

امتیاز نور وسایه وشبح امام زمان (علیه السلام)

در کتاب (غیبت) از شیخ جلیل فضل بن شاذان به دو سند آمده است که عبد اللّه بن عباس گفت:

رسول خدا (علیه السلام) فرمودند: (وقتى به معراج رفتم وآسمانها را سیر کردم به سدرة المنتهى رسیدم، از جانب خداوند ندا آمد که: (اى محمّد!)

گفتم: (لبّیک؛ لبّیک اى پروردگار من!)

خداوند عالم فرمود: (ما هیچ پیغمبرى را بر اهل دنیا نفرستادیم تا روزهاى زندگى ونعمت او پایان یابد مگر آنکه دعوت خود را به انجام برساند وبراى هدایت مردم پس از خود وصى وجانشینى را قرار دهد تا از دین او نگهبانى کند وما حضرت على (علیه السلام) را جانشین تو وامام امّت تو قرار داده وپس از او حسن وحسین وعلى بن الحسین ومحمّد بن على وجعفر بن محمّد وموسى بن جعفر وعلى بن موسى ومحمّد بن على وعلى بن محمّد وحسن بن على وحجّة بن الحسن (علیه السلام) قرار دادیم؛ حال اى محمّد! سرت را بالا کن).

چون سرم را بالا کردم، نورهاى على وحسن وحسین ونُه تن از فرزندان حسین را دیدم وحجّت (حضرت مهدى (علیه السلام)) را در میان آنها دیدم که همچون ستاره اى مى درخشید.

خداى تعالى فرمود: (این ها، جانشین وحجّتهاى من در روى زمین ونیز جانشین واوصیایت بعد از تو هستند. خوشا به حال کسى که با آنها دوستى کند وواى بر کسى که با آنها دشمنى نماید).

شیخ جلیل، ابو الحسین بن محمّد بن احمد بن شاذان در کتاب (ایضاح دفاین النّواصب) واحمد بن محمّد بن عیاش در کتاب (مقتضب الاثر) از ابى سلیمان که چوپان پیامبراکرم (علیه السلام) بود روایت کردند که رسول خدا (علیه السلام) فرمود: (شبى که مرا بسوى آسمان بردند، خداوند جلّ جلاله فرمود: (من، تو وعلى وفاطمه وحسن وحسین واولاد او را از اصل نورى از نور خودم آفریدم. اى محمّد! آیا دوست دارى که ایشان را ببینى؟)

گفتم: (بلى! اى پروردگار من)

خداوند فرمود: (به سمت راست عرش، نگاه کن).

چون نگاه کردم، على وفاطمه وبقیّه تا حسن بن على را دیدم که در میان مکانى از نور ایستاده بودند ونماز مى خواندند ودر میان آنها حضرت مهدى (علیه السلام) مانند کوکب درخشنده اى در حال درخشیدن بود).

پوشیده نماند که اختلاف مضمون روایاتى که در مورد معراج است بخاطر اختلاف مضمون خبر نیست بلکه به سبب متعدّد بودن روایت کنندگان است، بعضى از اخبار حفظ وبعضى فراموش شده اند وبعضى دیگر هم از بین رفته اند واین مضامین حمل بر تعداد معراج رفتن پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) نیز هست که در همه آنها به امر ولایت تأکید شده است چنان که در کتاب (خصال) نوشته صدوق روایت شده که پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) را 120 مرتبه به معراج بردند ودر همه مراتب هم خداى تعالى، پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) را به دوستى وولایت على بن ابیطالب (علیه السلام) سفارش مى کرد وحتّى زیادتر از دیگر فرایض سفارش مى فرمود.

در کتاب (مقتضب) روایت دیگرى از حضرت باقر (علیه السلام) در ذکر ائمّه (علیهم السلام) در شب معراج ودیدن انوار ایشان روایت شده است که رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: (على ودیگر ائمّه تا حسن بن على (علیه السلام) را دیدم وحضرت حجّة (علیه السلام) در میان آنها چون ستاره اى درخشان بود.

گفتم: (اى پروردگار من! اینها کیستند؟)

فرمود: (اینها ائمّه اند واین قائم است که در دنیا حلال مرا حلال مى کند وحرام مرا حرام واز دشمنان من انتقام مى گیرد. اى محمّد! او را دوست بدار ودوستدار کسى باش که او را دوست دارد).

تألیف: محّدث نورى(قدس-سره)

تهیه وتنظیم:محسن کشاورز

ادامه...






تاریخ : یکشنبه 90/7/17 | 8:10 عصر | نویسنده : کانون فرهنگی هنری موعود(عج) شهرستان بوشهر | نظرات ()
   1   2      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.